بزرگداشت شب یلدا در خاش  

محمدامین میربلوچزهی، خاش - ایرنا - شب یلدا با آیین ها و برنامه های ویژه و متنوع و با نگاه اسلامی و ایرانی در شهرستان خاش سیستان و بلوچستان گرامی داشته شد.
 
به گزارش ایرنا شب چله که در فرهنگ ایرانی به شب یلدا نیز مشهور است در شهرستان خاش با برگزاری نشست های دورهمي و دید و بازدید و جشن گرفتن مردم، به کانون مهر و محبت و وحدت تبدیل شد.برگزاری محافل معنوی انس با قرآن کریم در کنار قرائت دیوان حافظ، اجرای سرود و برنامه های سخنرانی و جشن دورهمي و پخش ش

ادامه مطلب  

بيوگرافي شقايق دهقان  

بیوگرافی شقایق دهقان
 
بیوگرافی و عکس های شقایق دهقان بازیگر سینما و تلویزیون

عکس و بیوگرافی شقایق دهقان بازیگر سینما و تلویزیون
فیلم های سینمایی شقایق دهقان
:•:گذر موقت:•:
:•:شرف خانواده فاضل:•:
:•:آتیش بازی:•:
:•:گنجینه جواهر پشته:•:
:•:زیر نور ماه:•:

بیوگرافی و عکس شقایق دهقان بازیگر سینما و تلویزیون
فیلم های تلویزیونی شقایق دهقان
:•:ریو فانتزی:•:
:•:برنامه دورهمي:•:
:•:یاداشت های یک زن خانه دار:•:
:•:سر به راه:•:
:•:پژمان:•:
:•:مهر آبا

ادامه مطلب  

مرگ یعنی نبودنت  

زن ها دو دسته اند . دسته اول آنهایی هستند که توی پوسته زنانگیشان مانده اند . . .
 
عشوه و ناز و ادا بلدند . . .
دغدغه ذهنی آنها این است که مهمانی شهناز کدام لباس را بپوشند . . .
دورهمي مریم موهایشان را هایلایت کنند یا نه . . .
تولد پریسا حواسشان باشد که رنگ کفش و پیراهن و لاک ست باشد . . .
آخر وقت هم یک مردی هست که برای این همه خستگی روزانه شان در آغوشش بگیرند ،
او را ببوسد ، باز هم به او این اطمینان را دهد که من هستم ، به من تکیه کن . . .
دسته دوم زن هایی هستند

ادامه مطلب  

هیاهو  

امروز ذهنم پرهیاهو بود پر از تشویش
نمیدونم واقعا نمیدونم چی شد که به اینجا رسید و نمیدونم قراره به کجا برسه
فثط میدونم هیچ چیزی طبق خواسته ی ما پیش نمیره ،طبق برنامه ریزی ما پیش نمیره
زندگی همیشه برای ما اتفاقات غیر منتظره ای رو درنظر گرفته
اتفاقاتی که گاهی شیرینن گاهی گس و گاهی تلخ
امروز روزم طعمش گس بود، اتفاقی که حتی فکرشو نمیکردم ودلخوری از رز سفید ،حدااقل توقع یک تماسو داشتم یا شاید یک پیام که نظرمو بپرسه ولی دریغ ......
نمیدونم شایدم من د

ادامه مطلب  

یلدایی دیگه...  

بی حوصله لمیده بودم پشت لپ تاپ و مشغول ترجمه بودم... با اینکه شب یلدای پارسال همش در تحرک بودم وداشتم تمام لوازم و خوراکی های مربوط به شب یلدا رو تدارک می دیدم اما امسال حتی حوصله فکر کردن بهش رو نداشتم...
همش هم بخاطر نبود پسرم و ماریا بود که جمع مارو کامل می کردن و من انگیزه کافی برای مهمونی دادن پیدا می کردم...
در این حین که لحظات سال گذشته رو تو ذهنم مرور می کردم... زنگ تلفن نواخت. خواهر کوچیکه همسری بود. با مقدمه چینی دعوتمون کرد که فردا شب برای

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1